چگونه روزها را شاد بگذرانیم ؟

چگونه روزها را شاد بگذرانیم ؟
چکیده مقاله : انتشار : ۱۳۹۶/۰۴/۲۷ ۰ نظر ۱,۹۷۰ بازدید

امروزتان چقدر از دیروزتان جلوتر است؟ یا اصولا حرکتی داشته اید؟ شما حتما نباید یک فرد کارخانه دار باشید تا موفقیت خود را بسنجید، اگر دانشجو هستید کارمندید و یا خانه دار فرقی ندارد !

به هیچ عنوان نگویید طالب زندگی شاد و آرام نیستید که باورکردنی نیست زیرا انسان ذاتا خواهان شادی و آرامش است وگرنه شبیه یک مجسمه ی یخی خواهد شد و روحش خواهد مرد.

همینطور به هیچ عنوان نگویید که این شادی و آرامش را از جهان بیرون طلب میکنید اگر تا کنون چنین بوده پس راه را اشتباه رفته اید.

شادی و آرامش محصول مجموعه ای از تلاش های کوچک و بزرگتان برای درست کردن اوضاع در درون شماست . ما انسانها بی نهایت خوشبختیم که خودمان را همیشه در اختیار داریم خودی که همه چیز را به ما داده است حال اینکه ما چقدر از این موهبت خداوند بهره برده ایم انتخاب خود ماست. شاد باشیم یا غمگین آرام باشیم یا نا آرام، جهان به خوبی به زندگی خود ادامه می دهد و البته به انتخاب بد یا خوب ما هم احترام می گذارد،این نهایت آزادی طبیعت است.برای رسیدن به روزهای شاد باید روی مواردی که در ادامه ذکر می شود بیشتر دقت کنید.


کسب موفقیت روزانه

امروزتان چقدر از دیروزتان جلوتر است؟ یا اصولا حرکتی داشته اید؟ شما حتما نباید یک فرد کارخانه دار باشید تا موفقیت خود را بسنجید، اگر دانشجو هستید کارمندید و یا خانه دار فرقی ندارد شما امروز چقدر کتاب خواندید؟ چقدر تاثیر مثبت بر خانه و یا جامعه ی خود گذاشتید؟ دل چند نفر را شاد کردید؟ چه کارهایی برای خودتان کردید ؟به سرو وضعتان رسیدید؟ برنامه های عقب مانده تان را سامان دهی کردید؟ انجام تمامی این کارها موفقیت است هرچقدر کوچک اما موفقیت است و باعث خوشنودی از خودتان می گردد .


افزایش اعتماد به نفس

شما برای کسب موفقیت های کاری ،اجتماعی و بدست آوردن موقعیتهای بهتر باید اعتماد بنفس داشته باشید این یعنی بیشتر خودتان را دوست بدارید و خود را لایق جایگاه ویژه تری ببینید بنابراین اعتماد بنفس بشما کمک می کند تلاش بیشتری برای کسب خواسته هایتان داشته باشید شما باید بلد باشید جایی که لازم است حرف بزنید و از حقوق خود دفاع کنید .


کنترل خشم

خشم خصلت جدایی ناپذیری ازوجود انسان است همینکه فشارها بر انسان افزوده می شود خشم نیز بیشتر سرباز می کند طوری که اگر فرد آنرا کنترل و به سمت صحیحی رهنمون نکند میتواند آسیبهای فرهنگی اجتماعی و جسمی فراوانی برایش داشته باشد. شما باید روی خود تمرکز داشته باشید از مکانها یا کسانی که باعث خشمتان می شوند دوری کنید. اگر آن فرد در خانوادتان هست بنشینید و صادقانه با هم حرف بزنید و مسایل را حل کنید زیرا ادامه ی خشم تان از دنیای اطراف فقط زندگیتان را خراب می کند.شما بهتر میدانید که افراد خشمگین از لذت زندگی چیزی نمی فهمند.


کنترل استرس

بخش عمده ای از ایجاد استرس در ما به خاطر سطح توقعات سیری ناپذیروعجولانه ی ماست که وقتی به ته آن فکر می کنیم میبینیم واقعا ارزشش را ندارد تا به خاطرشان جسم و روح و عمرمان را در قبالش از دست بدهیم به طور حتم شما خود بهتر می دانید که استرس چه بلایی سر سلامتی انسان می آورد.کمی آرامتر کمی بی خیال تر. استرس بشما کمک نمی کند تا شما به آنچه که می خواهید برسید یا اگر نمی خواهید از آن جلوگیری کند بر عکس استرس کار را شما را خراب تر می کند. فرض کنید یک مصاحبه ی کاری دارید و صد نفر دیگر در این جلسه حضور دارند فکر میکنید کدام یک پیروز خواهد بود بله آنکه نگرانی کمتری داشته باشد زیرا با تمرکز بر خود می تواند هم جواب ها را درست بدهد و هم قدرت کنترلش را بنمایش بگذارد .

هر کاری که فکر می کنید باعث می شود استرستان کم شود را لیست کنید بر خود دقت داشته باشید و ببنید چه زمانهایی از روز بیشترین استرس را دارید.

در زمان استرس به نیت خیرتان برای زندگی فکر کنید در تخیل خود شیطنت کنید و مثلا صندلی های جلسه امتحان را بهم بریزید به هر صورت خودتان را شاد کنید . موزیک کمک زیادی به آرامشتان می کند . ورزش ضربان قلبتان را آرام می کند . فیلمهای شاد ،فضاهای شاد و طبیعت جان استرس را می گیرند.با قدرتتان استرس را به گوشه ی رینگ ببرید و به او مشت بزنید در غیر این صورت او اینکار را خواهد کرد .


کنترل افسردگی

افسردگی مرزی است بین آرامش و بحران درونی. مجموعه ای است از سوالات بی جواب و تناقضات درونی .انسانی که افسرده می شود در جایگاه حساسِ جواب به سوالات اساسیست، بطور مثال هدف زندگی چیست ؟ من برای چه خلق شده ام ؟چرا من نمی توانم مثل بقیه از زندگی لذت ببرم؟ فرد افسرده خود را گم کرده است اما چه باید کرد ، چه زمانی می توان گفت که افسرده شده ایم ؟ البته همیشه این شرایط بصورت ثابت به سراغمان نمیایند بلکه بعد از ایجاد مشکلی یا تجدید خاطره ای آزارمان می دهند . در ابتدا مهمترین توصیه صحبت با مشاوران روانشناس است کسی که با مهارت از بیرون بر درون شما می نگرد و راهکارهای مناسبی ارایه می دهد. اما در نهایت این خود شمایید که با راهنمایی مشاور کنترل خود رادردست میگیرید.

برای جواب به سولالتتان از هدف زندگی مطالعه و تحقیق کنید کسب دانش حال شما را بهتر خواهد کرد و دریچه های جدیدی را بر روی چشمان شما می گشاید. از بین تحقیقات و تفکرات شماست که راز و معنای هدف زندگی را کشف می کنید و البته نقش خودتان را.

افسردگی های فصلی،افسردگی دوران حاملگی،افسردگی های بعد ازشکست عاطفی و مالی نیز انواع دیگری هستند که به سراغ آدم می آیند .گوش کردن به موزیکهای آرامش بخش بازی با کودکان و خصوصا طبیعت گردی قاتلان افسردگیند. به پدربزرگ و مادربزرگ خود، به خانه ی سالمندان سر بزنید. به مستمندان کمک کنید آنجا خواهید دید شما خیلی چیز ها برای شکر گذاری دارید.

به داشته هایتان نگاه کنید زیرا بشما کمک می کند تا به خودتان فکر کنید و ببینید نه زیاد هم سخت نیست و زندگی جنبه های زیباتری هم دارد اما شما نمبیینید.شاد زیستن یک هنراست مثل گیتار زدن مثل گلدوزی یا نقاشی شما می توانید این هنر را کسب کنید و برای همیشه با هر نوع افسردگی خداحافظی کنید.نقش خود را پیدا کنید و از زندگی لذت ببرید .


تفکر و اندیشه

قدرت اندیشیدن بی نظیر است. تصور نبودن این موهبت در انسان نشدنی است . البته چون ما خود زیاد از آن بهره نمی بریم دلیلی بر نبودش نیست ،ما یا از وجود آن با خبر نیستیم یا راه استفاده از آن را خوب نمیدانیم .

فکر کردن نیاز زندگی انسان است، مردمِ امروز هر جور فکری را از سر می گذارند و بعد آن را فکر کردن می دانند، این غلط است، فکر کردنی درست است که در پایان آن حس خوب و نتیجه ی راهگشایی حاصل شود.به عنوان مثال قرضی دارید که ذهن شما را مشغول کرده این که فردا مامور میاید شما را دستگیر می کند، این که اینبدهی آخرش آبروی شما را می برد ، این که این بدهی باعث از بین رفتن خانواده تان می شود فکر نیست این های تماما آشغالهای ذهنی است فکر این است که شما به تجزیه و تحلیل اوضاع بپردازید و گزینه هایی را برای تصویه کردن این بدهی در ذهنتان ردیف کنید . بعد به کمک خوش بینی به آینده و تلاش این افکار صحیح را عملی کنید.بنابراین عادت کنید به افکار صحیح و منطقی و تحت تاثیر حرف هرکسی نباشید یا به قول معروف دهن بین نباشید.


تلاش و داشتن یک هدف مشخص

تا اینجای زندگی شما توانستید که بر خود مدیریت کنید یعنی خشمتان را کنترل کنید استرستان را از بین برده و افسردگیتان را به شادی تبدیل کرده اید که همین خود یک موفقیت بزرگ است. حالا یک برنامه ی دراز مدت مشخص کنید و طبق آن حرکت کنید. هدف های کاری وخانوادگی و بستگی به توانتان اهداف اجتماعی و فرهنگی و تفریحی را در زندگی آینده بگنجانید.


و سرانجام :

با وجود مواردی که ذکر شد زندگی را سخت نگیرید در کنار خانواده تان شما قویترین انسانها هستید . کافیست با کمی نظم همه چیز را تحت مدیریت خود داشته باشید این به این منظور نیست که انعطاف نداشته باشد همیشه در کلیات جدی و در جزییات زندگی منعطف باشید. اگر دیگران بسختی زندگی می کنند خود اینگونه می خواهند اما شما می توانید همین مقاله را به آنها بدهید تا بخوانند خدا را چه دیدید شاید خواستند تا اوضاع را تغییر دهند.شادی را سرلوحه و فرهنگ زندگی خود کنید خواهید دید شادی و آرامش در خانه تان حکم فرما خواهد بود آنوقت نه تنها شما بلکه همه از مواهب آن لذت خواهید برد.


شاد و آرام باشید .

دوستانی که این مقاله را مطالعه کرده اند، از دوره های آموزشی زیر نیز استقبال کرده اند:

دوستانی که این مقاله را مطالعه کرده اند، از مقالات زیر نیز استقبال کرده اند:

نظرات

به این مقاله امتیاز دهید

۱ نفر (امتیاز مقاله ۵)