چرا باید ریاضی یادبگیریم؟

چرا باید ریاضی یادبگیریم؟
چکیده مقاله : انتشار : ۱۳۹۶/۰۴/۲۰ ۰ نظر ۳,۵۴۰ بازدید

هدف از این مقاله پاسخ به تموم سوالاتیه که هر کسی با شنیدن اسم ریاضی به ذهنش میرسه. واینکه چطور و چگونه این سوالات نشات میگیره و چه عواملی در شکل گیری اینگونه سوالات در ذهن نقش دارن بیان میشه. میشه به ریاضی از زاویه ای دیگه نگاه کرد اینکه اصلا چیه و چطور باید ریاضی یادگرفت و ریاضی یاد داد.

تو این دل نوشته میخوام شما رو دعوت به این کنم که طوری دیگه ای هم میشه به ریاضیاتو دنیای وابسته به اون نگاه کرد. به زندگی هر جور نگاه کنید همانطور براتون پیش میره. پس به امید نگاه مثبت و پر انرژی.

وقتی اسم ریاضی، درس ریاضی، استاد ریاضی، کتاب ریاضی یا هرچیزی که مربوط به ریاضیات هست میشنوید چی به ذهنتون میرسه؟ چه احساسی پیدا می کنید؟ احساس تنفر یا احساس رضایت؟ اگر جز هر کدوم از این دو دسته اید باید بگم واجبه که با هم این نوشته رو مرور کنیم.

خیلی از افراد تا به من میرسن یا کلا اسم ریاضی رو میشنون اولین چیزی که میپرسن اینه که؟ اصلا ریاضی چیه؟ چرا باید ریاضی یادبگیریم؟ آخه چرا ریاضی؟ خب باید بگم کهتو این مقاله تمام سعی شدهکه شما عزیزان رو تا حدودی با ریاضی آشنا کنم و نگاه تند و تیز شما عزیزان رو نسبت به این علم و دنیاش تا حدودی تغییر بدم.


ریاضی یعنی چی؟

گالیله میگه: اصول ریاضیات الفبای زبانی ست که خداوند، جهان رو با اون نوشته و بدون کمک اونها درک یک کلمه هم غیر ممکنه.

ریاضی یعنی: تدبیر در آفرینش و بنا نهادن اون به وسیله اعداد و اعداد یعنی: شمارش تعداد اجزای طبیعت تا بی نهایت و بی نهایت یعنی: از اول تا آخر و از اول تا آخر یعنی: رسیدن به خدا و به نظر من هم خداوند یک ریاضی دانه. ریاضیدانی که بر خلاف ما هر مسئله ای رو به آسونی می تونه حل کنه و مانند ما انسانها نیاز نداره از فرمولهای پیچیده استفاده کنه. اصلاً پایه گذار ریاضی خدای خالقه و ریاضی واسطه ایه تا بتونیم به قدرت خالق خود پی ببریم و بدونیم این جهان بر پایه ارقام و اعداد ریاضی بنا شده. خداوند در قرآن کریم میگه: ما موجودات رو جفت جفت آفریدیم، که همین کلمه جفت یک مفهوم ریاضی رو بیان می کنه (زوج مرتب) پس بنیان گذار ریاضی خود خداونده.

اینا رو گفتم تا به این درکو باور برسید که اگه کمی از ریاضی هم یاد گرفتید ضرری نکردید در واقع بهتر به خلقت خدا پی بردید و متوجه میشیم که در کجای این جهان هستی قرار گرفته ایم و برای چی خلق شدیم و چه رسالتی بدوشمونه و قراره به کجا برسیم.

سوال دیگه ای که خیلیا میپرسن اینه که: چرا اصلا باید ریاضی یاد بگیریم؟ مگه در گذشته اجداد ما ریاضی بلد بودن؟ پس میشه بدون دونستن ریاضی هم زندگی کرد و به حیات ادامه داد لزومی نداره که حتما ریاضی بدونیم. بله حق با شماست ما لزومی نداره ریاضی بدونیم ولی ناخواسته روزانه داریم بارها و بارها از قانون ریاضی تبعیت میکنیم و در امورات زندگیمون قوانین ریاضی جریان داره پس چه بهتره با دونستن خیلی از این قوانین بهتر و راحت تر به حیاتمون ادامه بدیم و فردی باشیم موفق همونجوری که خودمون میخوایم. برای مثال همین نفس کشیدن سادمون که اصلا شاید به چشم کسی نمیاد همین قانون دم و بازدمش و یا حساب و کتاب سر انگشتی کارای روزمرمون یا همین طلوع غروب خورشید و یا حتی زمانبندی شب و روز، همه همه توش ریاضی دخیله. خیلی جالبه بگم که اگه از مادربزرگ یا پدربزرگتون که سواد خوندن و نوشتن ندارن بپرسید که 4 تا 1250 تومن رو حساب کنند خیلی جالبه میبینید اونها بدون اینکه بدونن ناخواسته از قانون پخش پذیری ضرب نسبت به جمع ریاضیات استفاده میکنن (5000=200+800+4000=(50+200+1000)4). پس ما ناخواسته و بدون آگاهی داریم هر لحظمون از این علم استفاده میکنیم بعد هی میایم میگیم آخه به چه دردمون میخوره یادگیری این علم.

اجازه بدید راحت تر بگم درسته شاید ما لزومی نداره قانونهای سخت ریاضی رو که تو کتابامون اومده به اون شکل جدی بدونیم چون هیچ کجای زندگیمون بدردمون نمیخوره و بیشتر از زندگی سیر میشیم (اینم طبق نظر خیلی از دوستان سیر شده از ریاضیه) ولی باید بگم اگه دیدمون رو نسبت به ریاضی عوض کنیم خیلی بهتر و راحت تر درکش کردیم و تاثیرش رو عملکرد زندگیمون خواهیم دید. برای مثال یادمه چند سال پیش سر کلاس درس دانشجویان تربیت بدنی که دل پری هم از این درس و هر چی معلم و استاد ریاضی بود داشتن، حاضر شدم تا درس ریاضی پیش رو بهشون تو اون ترم ارائه بدم به محض ورودم به کلاس با حجم وسیعی از این قبیل سوالات مواجه شدم و به این نتیجه رسیدم که اونها میخوان منو متقاعد کنن که اصلا ریاضی بدردشون نمیخوره و نیازی ندارن یاد بگیرن. با وجود این که من میدونستم یادگیری این علم چقد براشون حیاتیه یادمه جوابی که بهشون دادم این بود که فرض کنید یه پهلوان و قهرمان جهان چیزی از این علم نمیدونه و بخواد بره جایی زمینی رو معامله کنه و چیزی از متراژ کردن زمین و محاسبات مساحت اون زمین ندونه خیلی راحت میشه سرش کلاه میلیاردی گذاشت هر چقد هم وکیل داشته باشه فقط کافیه همه متوجه نقطعه ضعفش بشن این یکیش و اینکه اگه یه مربی تربیت بدنی ندونه چطور باید از این علم در رشته اش استفاده کنه که فاتحه اش خونده.

خاطره دیگه اینکه تو سال 84 در همایش ریاضی حضور پیدا کردم که یه پروفسور ریاضی از کشور هندوستان حضور داشت و حرفش رو هیچ وقت فراموش نمیکنم میگفت در کشورهای دیگه اگه دستی یا عضو دیگه بدن در سانحه ای قطع بشه ابتدا از یه ریاضیدان میخوان تا محاسبات میزان پیوند بافتها رو مشخص کنه بعد از پزشک میخوان طبق محاسبات ریاضی دان اعضا رو پیوند بده.

این خاطرات رو تعریف کردم که بدونید چقد این علم حساسه.

همه اینهارو گفتم تا بگم ابتدا ببینید کجا قرار دارید و هدفتون از یادگیری این علم چیست و چطور در زندگیتون بکار میاد اونوقت خیلی راحت تر میتونید به این پذیرش و باور برسید که آدم با یادگیری هر علمی چیزی رو از دست نمیده بلکه ذهنش و فکرش نسبت به زندگی باز میشه. در واقع با یادگیری ریاضی رو عملکرد نیمکره چپ مغزمون تاثیر خوبی خواهیم گذاشت و راحت تر میتونیم در تصمیم گیریها، انتخاب، تجزیه و تحلیل، مسائل منطقی و باورها و ادراکمون از محیط اطرافمون موثر باشیم.

اینکه چرا خیلیا از ریاضی و کلاسش و معلمش بدشون میان و هیچ انگیزه ای برای یادگیری این درس ندارن باید بگم که عوامل زیادی در این مساله نقش دارن که بطور خلاصه وار و کلیدی به بیشتر اونها اشاره میکنم. تجربهمن تو تدریس نشون داده که کودک شاید هیچ مشکلی با درس علوم، نقاشی ویا فارسی و ورزش نداشته باشه پس چرا تو درس ریاضی اینقد واکنش و اینقد مقاومت نشون میده باید بگم وقتی صحبت محاسبات میاد نیمکره چپ مغز درگیر میشه و کودک هرگونه مشکل روحی و روانی و یا هرگونه اختلالات در یادگیری داشته باشه در اینجا بروز میکنه و یا حتی کودکی که درون گرا باشه و مشکلات خونوادگی داشته باشه سر کلاس این درس خیلی واکنش نشون میده که براحتی میشه متوجه همه اینها شد.

مورد دیگه اینکه خیلی از کودکان تا با معلم ارتباط خوبی برقرار نکنن هیچ تمایلی به یادگیری ندارن و از اونجایی که از قدیم الایام اکثر معلم های ریاضی این درس رو خیلی سخت و خشک تدریس کردن و با خشونت همراه بوده خیلی از ماها خاطرات خوبی در گذشته از این درس نداریم و با شنیدن کلمه ریاضی مو به تنمون سیخ میشه. همینطور از گذشته بجای اینکه مشکل مارو حل کنن تا خوب درس رو متوجه بشیم برچسب خنگ بودن، بی استعداد بودن و تنبل بودن رو بهمون میزدن در واقع از کودکی بهمون القا میکردن که ما هیچ وقت نمیتونیم ریاضی رو خوب یاد بگیریم و این فکر در ما نهادینه شده و هیچ تمایلی به یادگیری نداشتیم و نداریم. باید بگم من خودم این تجربه تلخ رو تو کلاس پنجم داشتم و تنبیه های بدنی بدی میشدیم هم من و هم تمام همکلاسیهام و دیگه هیچ انگیزه ای حتی برای ادامه تحصیل و درس خوندن نداشتم تا اینکه معلم دیگه ای تو مقطع سوم راهنمایی شد نقطعه عطف ریاضی من که من الان خودم و رشته تحصیلیم رو مدیون همین معلمم و حالا که دکترای ریاضی هستم فک میکنم تو این مسیر رسالتی به دوشمه تا نگاه همه عزیزان رو نسبت به این رشته عوض کنم و بگم که بدون ریاضیات آدم نمیتونه حتی نفس بکشه.

دوستان عزیز و همراهان همیشگی ریاضی، فقط کافیه هرچی خاطره بد از این درس و کلاسش دارید برای همیشه تو ذهنتون پاکش کنید من به همراه دوستانم تو این زمینه اومدیم تا بهتون کمک کنیم طوری دیگه ریاضی رو یاد بگیرید و درواقع باهاش آشتی کنید و ببینید چطور تو زندگیتون رو متحول خواهد کرد و دنیاتون عوض خواهد شد.


نتیجه گیری

نوع نگاهتون به زندگی و دنیای اطرافتون میتونه رو یادگیریتون تاثیر بزاره و اینکه عواملی که دخیلن و مانع حرکت رو به جلو میشن رو باید کنار بزنیم و خودمون رو دست کم نگیریم. قرار نیس اگه همه تلاشمون رو کردیم در زمینه یادگیری ریاضی و موفق نبودیم حالا اونم بنا به دلایل بیان شده در بالا، ناامید بشیم و دست از تلاش برداریم. هر کسی و یا هر شرایطی از زندگی مارو از یادگیری ریاضی محروم کرد دلیلی نمیشه که دیگه فرصتی برای جبران نباشه. هر زمانی یا هر سنی رو برای یادگیری ریاضی شروع کنیم دیر نیس اینکه چطور شروع کنیم مهمه.

ریاضی گونه به زندگیتون نگاه کنید و با ریاضی دنیاتون رو رویایی بسازید.

موضوعات: ریاضی

دوستانی که این مقاله را مطالعه کرده اند، از دوره های آموزشی زیر نیز استقبال کرده اند:

دوستانی که این مقاله را مطالعه کرده اند، از مقالات زیر نیز استقبال کرده اند:

نظرات

به این مقاله امتیاز دهید

۱۶ نفر (امتیاز مقاله ۴.۳)